کلبه عاشق تنها
ازاینکه کلبه ی عاشقانه ی من تنها رو مخاطب چشمای قشنگتون قراردادین سپاسگزارم
اما از همه سخت تر اینه که کسی که حتی به یک نیم نگاه ازش راضی بودی.. به بهانه ی خورشید یک هزارم نگاه هم به تو نمی کنه.. در حالیکه قلبش بارانی چشمان دیگری است.. و او هراس دارد از این که تو بفهمی.. تا یک عاشق الکی خوش را از دست ندهد.. یا بهتر بگم یه علاف واسه وقت تنهایی بعضی وقتا چه جمله ی قشنگیه ... مخصوصا وقتی یکی که دوستش داری بهت بگه... آب را گل کردند... چشم ها را بستند.... و چه با دل کردند...!!!!!! صبر کن سهراب.. قایقت جا دارد؟ منم از اهل زمین دلگیرم...! ديگر كلام عاشقانه و آواز عاشقانه خواندن دليل عشق نيست... دليل عاشق بودن هست...... پس تا ابد و روز قيامت عاشقت ميمونم و دوستت خواهم داشت..... است است به خاطر روی زیبای تو بود که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود نفشردم به خاطر حرفها ی عاشقانه تو بود به خاطر دل پاک تو بود که پاکی باران را درک نکردم به خاطر عشق بی ریای تو بود ندانستم که عشق هیچ کس را بی ریا به خاطر صدای دلنشین تو بود که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست و فکرکردن به تو هرباربرایم تازگی دارد ازمن دوری یاشاید همین نزدیکی ها فقط ای کاش جواب تنهاییم بودی..... آدم هاهمه میپندارندکه زنده اند برای آنها تنها نشانه حیات بخارگرم نفس هایشان است کسی نمیپرسد آهای فلانی ازخانه دلت چه خبر؟؟؟چراغش نوری دارد هنوز؟؟؟؟ بیاتوقفس بسازیم عاشق و تپنده باشه قفسی پرازهیاهم خالی ازپرنده باشه من میشم پرنده تو،توقفس واست میخونم حاضرم بی آب ودونه تا ابد پیشت بمونم جور هرچی مرغ عشقه میکشم به خاطر تویا توی قفس می میرم یا می شم مسافرتو واسه من قفس بهشته اگه صاحبش تو باشی بی تو من دلم میگیره اگه تو با من نباشی....... تا حالا این حس رو تجربه کردی... دیدی که چه حس قشنگیه... تا حالا دلت خواسته که همیشه و همه جا در کنار یکی باشی... تا حالا دلت خواسته به کسی بگی دوستت دارم... تا حالا دلت خواسته خودت رو برای کسی فدا کنی... تا حالا شبها وقتی همه خوابن تو خلوت خودت به خاطر وجود کسی گریه کردي... تا حالا خدا را به خاطر خلقت کسی ستایش کردی... آره!! ؟؟؟ به این میگن عشق...!!! حس قشنگیه! نه؟ تورا بیش از همه کس دوست میدارم اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم گفت : بیا واسه دوستیمون یه نشونه بذاریم . گفتم : باشه ، تو بذار . گفت : شکلات !!! هر بار که همدیگرو می بینیم یه شکلات مال تو یکی مال من . باشه ؟ گفتم : باشه . هر بار یه شکلات میذاشتم کف دستش ، اونم یه شکلات تو دست من میذاشت . باز همدیگرو نگاه میکردیم ، یعنی که دوستیم ، دوست ِ دوست . من تندی شکلاتمو باز میکردم و میذاشتم تو دهنم و تند و تند می جویدم . میگفت شکمو ! تو دوست شکموی منی . بعد شکلاتشو میذاشت تو یه صندوقچه کوچولوی قشنگ . میگفتم : بخورش . میگفت : تموم میشه . میخوام تموم نشه . برای همیشه بمونه . صندوقش پر از شکلات شده بود . هیچکدومشو نمی خورد . من همشو خورده بودم . گفتم : اگه یه روز شکلاتاتو مورچه ها بخورن ، یا کرمها ، اونوقت چیکار میکنی ؟ گفت : مواظبشون هستم . میگفت میخوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم . و من شکلاتمو میذاشتم توی دهنمو و میگفتم : نه ، نه ، نه . تا نداره . دوستی که تا نداره . حالم خوب نیست اصلا خوب نیست و این برای کسی مهم نیست حتی برای تو... هیچ کسی برای آروم کردن من تلاشی نمیکنه حتی خودم به ظاهر خوبم به ظاهر عالی ام سرحال میخندم اعتراضی نمیکنم نه از تو نه از روزگار چه پرتوقع بدبخت فکر میکنی کی هستی؟؟؟ چرا فکر میکنی باید به کسی تکیه کنی؟؟؟ چرا فکر میکنی عشقت همه جونت باید از درد تو باخبر باشه؟؟؟ چرا فکر میکنی که اگه میگه عاشقم باید همه ی لحظه ها با تو باشه؟؟؟ چه گناهی کرده که بخواد اخلاق مزخرف تو رو تحمل کنه؟؟؟ تو زندگی خودت و داری دردای خودت و داری زخم هایی که بخاطر من آره بخاطر من به تو وارد شده... دیگه توقعی نیست توقعی نیست که بخوای زخم های روحی من و التیام بدی اه ه ه ه دوباره اشکام همین جور داره میاد... امروز کالبد شکافی آدمارو دیدم ظاهرم قوی بود شجاعت و از نگاهم میشد دید ولی برای یک لحظه آرزو کردم که ای کاش کنارم بودی.... مثل الان مثل خیلی وقت ها که آرزو میکنم ای کاش ای کاش اای کاش کنارم بودی... تو نمیفهمی تو درک نمیکنی که من چقدر به حضور تو نیازمندم تو نمیخوای بفهمی که در کنار تو چقدر قوی و مصمم میشم... دیشب عصبانی بودم سر هر چیز کوچک و کم اهمیتی بهم می ریختم و... وتوام مثل همیشه در مقابل خشم من سکوت میکردی وااااااااااای خدایا چقدر ازین سکوت وحشت زا بیزارم کاش این سکوت بشکنه کاش بپرسه نفسم دردت چیه؟؟؟ کاش میپرسیدی... اونوقت زبان باز میکردم و میگفتم... دلم خوش بود به بودن با تو به اینکه این انتظار به زودی به سرآید دلم خوش بود... توی مراسم خواستگاری میلرزیدم خدا خدا میکردم دوست داشتم به پدرم التماس کنم دوست داشتم تو همه ی تلاشت و بکنی... اما اینجا هم سکوت کردی من از ترس نرسیدن می سوختم من از ترس دیر رسیدن می سوختم طاقت من وقتی برای صبر کردن نداره شاید دنیا تمام شود شاید من تمام شوم شاید بمانم در حسرت نگاه چشمان تو......... چقدر ترس درون وجودم شعله ور شده حرارتش داره همه ی وجودم و میسوزونه حتی تورو پرم سوخت و هیچکس ندانست چه سوزی دارد سوختن... داغونم عصبی ام ناراحتت میکنم دست خودم نیست دست خودم نیست... ببخش مثل همیشه تو ببخش میدانم دوست داشتن آدمی هم چو من سخت است زجر است درد است امیدوارم تورا به جایی نرسانده باشم که به اجبار تحملم کنی... با تمام بد بودنم بدون همه ی زندگیمی نباشی نیستم!!!! دوست دارم دوست دارم دوست دار م... ۲)--------------- ------------------ ایناخطهای دفترمه واسه واپسین روزهای سال۹۰یه جمله به یادگاربرام بنویس خیلی وقتها مـی خـــوام بنــــــویسـم اما نمی دونم از چی از خـــــودم ، از دلم یا از حسی که نسبت به تو دارم یه دنیا حرف نگفتنی دارم ، یه دنیا عشق و دلتنگی درد دلم توی این صفحه جا نمیشه حرف واسه گفتن زیاد دارم ولی نمی تونم نمی تونم توی این کلبه خرابه همه چیز رو بنویسم چون میدونم چارچوب این کلبه توان نگه داشتن غمهامو نداره خراب میشه و می مونم زیر آوارش آخرش یه روز خفه می شم انقدر که این درد دلهارو نجویده قورت میدم و توی دلم نگه می دارم

تو کجایی سهراب....؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زير باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود
![]()
![]()

بی قرارم کرده وگفته صبوری بهتر
توی قرآن خوانده ام
یعقوب یادم داده است
دلبرت وقتی کنارت نیست
کوری بهتراست...
آرزويي جز تو در دل ندارم
من به لبخندي ، از تو خرسندم مِهر تو اي مه ، آرزومندم بر تو پابندم
از تو وفا خواهم من زخدا خواهم تا به رهت بازم ، جان
تا به تو پيوستم از همه بگسستم برتو فدا سازم ، جان
....................
عاشقم من ، عاشقي بي قرارم کس ندارد ، خبر از دل زارم
آرزويي جز تو در دل ندارم
من به لبخندي ، از تو خرسندم مِهر تو اي مه ، آرزومندم بر تو پابندم
خيز و با من ، در افق ها سفر کُن دلنوازي ، چون نسيم سحر کُن
ساز دل را ، نغمه گر کُن همچو بلبل ، نغمه سر کُن
نغمه گر کُن ، همچو بلبل ، نغمه سر کُن
ببین دلتنگ دیدارم...
ببین
خوابم نمی آید،
بیدارم...
نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو:
۱)اگریه خودکاربهت بدن که اندازه یه جمله جوهرداشته باشه برای عشقت چی باهاش مینوشتی؟
| Design By : Mihantheme |

سلام این پست ثابته وفقط عکس دراین پست قرار میدهم برای دیدن عکس هابه ادامه مطلب برید 










